من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تاباد زدنیای شما قسمتم این باد

غزل نازم بانوی اردیبهشتیم با اومدنش دنیامو شاد و رنگی کرد

خدایا بخاطر این الماس گرانبها ممنونم



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 | 17:7 | نویسنده : تنها |

صبح وطلوع شعر و غزل،ناشتای تو


یعنی سلام،زنده شدم با دعای تو


یعنی که رگ رگ تن من شوق می شود


یعنی که تنگ می شود این دل برای تو

********************************************

سلام به همه ی دوستای خوبم

سال نو رو به همتون تبریک میگم

روز میلاد بانوی آب و آینه و روز مادرزیباترین گل آفرینش و روز زن رو به همه تبریک میگم

شاد باشید



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 7:41 | نویسنده : تنها |

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت


پیش خداحسرت هیچ بیش و کمی نداشت


دل از خدا برید و در زمین نشست


صدبار عاشق شدو دلش شکست


به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود


یادش آمد!


یک روز دل خدا را شکسته بود......



تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 15:37 | نویسنده : تنها |
انصاف نیست دنیاآن قدر کوچک باشد که

آدم های تکراری راروزی هزار بار ببینی

وآن قدر بزرگ باشد

که نتوانی آن کس را که دلت می خواهد

حتی یک بار ببینی.....



تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 11:51 | نویسنده : تنها |

امروز  صبح که بیدار شدم همه جا سپید بود

پراز برف

پاکی

سپیدی

خدایا بخاطر این همه زیبایی سپاس

پروردگارا : آرامش را همچون دانه های برف
آرام و بی صدا
بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند ببار



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 | 9:7 | نویسنده : تنها |

گاهی آن قدر واقعیت داری


که دست هایم


هوایت را در آغوش می گیرند...



تاريخ : چهارشنبه ششم آذر 1392 | 10:19 | نویسنده : تنها |

ای قلم بنویس در یا تشنه بود

آسمان وایل و صحرا تشنه بود

مشک و ساقی بر لب رود فرات

مشک سیر و ساقی اما تشنه بود

ای قلم ننویس بابا آب داد

شرم کن بنویس بابا تشنه بود

التماس دعا



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 | 12:14 | نویسنده : تنها |

خدایا


امشب مهمانم باش


به صرف یک فنجان قهوه تلخ


وقتش رسیده


طعم دنیایت را بچشی....



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 | 15:57 | نویسنده : تنها |

خوشبختی روزگار،تا همیشه


سنجاق باشد به لحظه هایت


همچون یادت به خاطر من....



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 13:21 | نویسنده : تنها |
 

بهار و این همه دلتنگی؟؟؟؟؟؟

نه

شاید کسی فصل هار ا به اشتباه ورق زده باشد....



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 | 7:48 | نویسنده : تنها |



بوی بهشت می دهد دست دعای مادرم


تاريخ : چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 | 11:56 | نویسنده : تنها |
 

گندم های هفت سین به گندم های آسیاب گفتند:

داستان ما گرچه نان نداشت

اما پایانی سبز داشت

آغاز و پایان سالتان سبز

سال نو مبارک

مدل های جالب و زیبای سبزه های عید نوروز 90

 

 



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 | 16:55 | نویسنده : تنها |

بساط کرده ام


و


تمام نداشته هایم رابه حراج گذاشته ام


بی انصاف!چانه نزن!


حسرت هایم به قیمت عمرم تمام شده....



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 | 10:21 | نویسنده : تنها |


برادری به تعدادنیست به وفاداریست یوسف یازده برادر داشت

وحسین تنها عباس را

ای اهل حرم میر علمدار نیامد

سلام بر  عباس(ع)

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

چون شیشه عطری که سرش گم شده باشد

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

سلام بر کسی که دعا زیر گنبد حرمش مستجاب می شود

سلام بر حسین(ع) ویارانش

التماس دعا



تاريخ : چهارشنبه یکم آذر 1391 | 13:48 | نویسنده : تنها |

آمدنت را حیران بمانم ؟


یارفتنت را مات بمانم؟


باد آورده را باد می برد


قبول...


اما...


دلم را که باد نیاورده بود؟



تاريخ : یکشنبه چهاردهم آبان 1391 | 14:2 | نویسنده : تنها |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.